آیه ای بخوان برای دلم با ردیف نور
-
تاریخ: 1396/5/24 ساعت: 15:17
میدانی همیشه برایم انتخاب شدن از انتخاب کردن عزیزتر بوده ...مخصوصا وقتی ”دلم“ انتخاب شده باشد...همهی آدمها یک جاهایی دلشان انتخاب شده و در این میانه خوشا به حال آنانکه از آن بالا کلا دلشان را خریدهاند...من نمیدانم پس پردهی رازهای عالم چیست اما هنوز میخواهم گمان کنم یک جاهایی ”دل“ من هم انتخاب ش
وقتی که نیستی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:58
وقتی که نیستی ،هیچ چیزی در جای خود نیست.نه دینی؛ نه ایمانی، نه خلوت شبانه ای، نه گریه ای ، نه آرامشی..حال و روز اینروزها یم فقط " تو" را می طلبد..نگاه گرم ومهربان برادرانه ی تو را،دستان آسمانی تو را..دعایی حواله کن برای دل مهجورم... ماه هاست که بی من، بی یاد من آسوده خاطری ودر آرامش...بالاخره بی خیا...
دیروزم نذر نگاهت
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:57
دیروزم نذر نگاهت،حضورت،برادری ات...شهیدم.باشدکه قبول افتد به پیشگاه قدسی ات نگار آسمانی من.دوستراز همیشه دارمت
دلتنگتم
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:57
من مرثیه خوان دل دیوانه ی خویشم...دلتنگتم /همین/
عزم رحیل
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:57
باید همچو عزیز دل "ج.ش"درماه مبارکی چون رمضان المبارک ودر روز عزیزتردر پیشگاه خداوند همچون بیست و هفتم رمضان ,عزم رحیل بستن..تا لایق دیدار وجلوس تو عزیزدل شهیدم علی جان شدن..سالروزش نزدیک است...
فقط تو را
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:57
❤دلم یک دل ِ سییییر"❤ تو❤ "را میخواهد..فقط تورا....❤
عدیسه به فدایت
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:56
داشتم به خودخوری ها و حرص وجوش خوردنهای سابقم فکر میکردم میخندی?! بخند... اگر به تعبیر آن خواب درمن بودی وبامن، که میدانی چه ها کشیدم، وگرنه که هیچ نمیدانی، لحظه به لحظه ی آن روزها را جانم به لب میرسید، جای جای بدنم میشد نبض.. درد به استخوانم میرسید.. اما تو بلد بودی... میدانستی که چه بایدبکنی بامن ...
دلم بی تاب آسمان بود
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:56
امشب دلم بی تاب آسمان بود. گویی کسی از آسمان خواهد آمد یا از آسمان به نظاره ام نشسته باشد.. ویا.. نمیدانم چه دعایی کردی که اینگونه بی خیال میشدم گاه وبی گاه... ولی من زیبایی رادراین میبینم که دردمند باشی و صبوری کنی.. درد هجر و دوری ات را داشته باشمو درسر شور تو.. وصبوری کنم...صبوری از جنس " صبرا" ج...
دلتنگ داداش علی م
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:56
دایم دلم برای تو تنگ میشود...
شامگاه بی اختر
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:56
اگراز این شامگاه بی اختر گذر کردی, مشتی نور بیاور شنیده ام دستهایت , این رنجهای خاکستری را ستاره می کارد.. + سیمین شیرالی